انتظار درانتظار یک طلوع ویک شفق مقدس اینک سالهاست که مهجور و سرگردان در فراز ونشیب های زندگی پرواز می کنم...
در انتظار یک وصال ویک دیدار امید بخش اینک مدتهاست که با ستاره گان همرازشده ام وگلواژه های شعرم را به رویاهای نگاهش تقدیم نموده ام...
خاطرات نوشته شده شرحی است از لحظه های تنهایی من با افکاری که مرا چون پرستوها در حریم آشیانه ها سر به کوچ و خانه بدوش نموده است. ...واینک قلب شکسته ام در سینه منتظر است. منتظردست گرمی بهر یک نوازش آه؛زندگی لحظه ای مهلت بده...
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 13:57 توسط ترانه
|
