تبليغاتX
ُُُُُُُELASTI GIRLS

 

انتظار

درانتظار یک طلوع ویک شفق مقدس اینک سالهاست که مهجور و سرگردان در فراز ونشیب های زندگی پرواز می کنم...

در انتظار یک وصال

ویک دیدار امید بخش اینک مدتهاست که با ستاره گان همرازشده ام وگلواژه های شعرم را به رویاهای نگاهش تقدیم نموده ام...

خاطرات نوشته شده شرحی است از لحظه های تنهایی من با افکاری که مرا چون پرستوها در حریم آشیانه ها سر به کوچ و

خانه بدوش نموده است.

...واینک قلب شکسته ام در سینه منتظر است.

منتظردست گرمی بهر یک نوازش

آه؛زندگی لحظه ای مهلت بده...

نه فكر نكنين من غم گينم خوبه خوبمok

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم دی 1386ساعت 13:57 توسط ترانه |

 

 

سلام خوبین؟؟؟

امروز خیلی شارژم

براتون عکس گذاشتم خودم عاشقشم چه طوره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

راستی برای شادی روح اموات نظر بدین

+ نوشته شده در جمعه بیست و یکم دی 1386ساعت 21:33 توسط ترانه |

هر سال زمستان

 برف مي بارد ، برف . و قدمهاي من هدفي مي خواهد تا

 برداشته شود. و خيره ام به دانه هايي كه بي دليل مي

 بارد. دلخوشي كودكان و دلخوري بزرگتر ها را يدك مي

 كشد. مي بارد ، مي بارد آنقدر كه سخت سردم شود.

 مي نشينم روي نيمكت ، نيمكتي كه باز دلخوري به بار

 مي آورد. برف اندكي بر آن نشسته و من روي برف ها

 مي نشينم ، خيس خيس خاطره مي نويسم. شعر مي

 سرايم و آسمان را خيره تر مي پويم. چنان كه چندين بار

 درد تكرار مي شود. صدا مي زنم خودم را ، مي گريم. و

 حالا... سردرگم صورت يخ بسته ام را ردي از گرماي

 اشك ملايم مي كند. و اشك تنها خاطره ايست كه زنده

 مي كند دقايق مرده ي مرا. برف روي كلاه سياهم را

 مي پوشاند . بلند مي شوم ، قدم مي زنم تا انتهاي

 خاطرات شبانه ...و باز تو كه هيچ گاه سر قرارت نمي

 آيي. حالا ده سال مي گذرد از قرارمان و هر سال اين

 موقع ، اين ساعت ، اينجا مي نشينم ، هر سال

 زمستان ، روز تولد خودت ، من نا آرام مي شوم. يكي

 يكي ، ده كارت تبريك ميلاد تو را مرور ميكنم با برفهايي

 كه دانه دانه روي آن مي نشيند وتو كه نيامدي. مي

 روم . مي روم شايد سال ديگر ببينمت.

 

 

+ نوشته شده در دوشنبه هفدهم دی 1386ساعت 19:39 توسط ترانه |

سلام خوبین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ببخشید خیلی وقته نیومدم

امتحان مثل همیشه

حالا بخاطر اینکه دوستون دارم براتون یه شعر توپ مینویسم

اینو بخون

ابری نیست

بادی نیست

می نشینم لب حوض

گردش ما هی ها.زندگی. من .گل .آب.

پاکی خوشه ی زیست

مادرم ریحان میچیند

نان و ریحان و پبیر .آسمانی بی ابر.اطلسی هایی تر

رستگاری نزدیک:لای گل های حیاط

نور در کاسه ی مس. چه نوازش هایی میریزد 

نردبان از سردیوار بلند.صبح را روی زمین می آرد

پشت لبخندی پنهان هر چیز

می روم بالا تا اوج.من پر از بال وپرم

راه میبینم در ظلمت . من پر از فا نوسم

 

خوندی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ازسهراب سپهری بود حالا این هم بخون

مامانی نیست              

بابایی نیست

مینشینم پای تلفن 

گردش شماره های تلفن

ترس.شماره.من.تلفن

پاکی میان حرف های منو او

مادرم زنگ میزند

ترس.اضطراب.دلهره

دستانی سرد. صورتی رنگ پریده

رسوایی نزدیک لای حرف های مادر

 از:زهره ص.ر  دوستم

+ نوشته شده در شنبه پانزدهم دی 1386ساعت 14:6 توسط ترانه |

صبر کن عشق زمین گیر شود - بعد برو

                                       یا دل از دیدن تو سیر شود – بعد برو

ای پرنده به کجا؟!قدر دگرصبر بکن

                                      آسمان پای پرت پیر شود – بعد برو

باش با دست خود آیینه را پاک بکن

                                      نکند آیینه دلگیر شود – بعد برو

یک نفر حسرت لبخند تو را می بارد

                                     خنده کن عشق نمک گیر شود – بعد برو

خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد

                                    باش خواب تو تعبیر شود – بعد برو

+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 23:23 توسط ترانه |

برای کسی که تورا دوست دارد سبد سبد ستاره فرست

 

برای کسی که دل نگران توست به روی یک گل پیام بفرست

 

بر دستهای که نزد خدا برای تو دعا میکنند بوسه بزن

 

برای قلبی که برای دیدن تو بی قرار است یادگاری بفرست

 

به خودت بیا و او را دریاب او به تو محتاج است همان گونه که گیاه به خاک و

 

 اسمان به خورشید محتاج است

 

کسی را که به وسعت تنهایی هایش تو را دوست دارد تحقیر مکن

 

برای دل عاشق او شمع نذر کن

 

ثانیه ها را متوقف کن برای کسی که در انتظار توست

 

عشق را باور کن همان طور که بهاران را باور کردی

 

او را باور کن و بگذار چون ارش کمان دار عشق تو باشد

+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 15:0 توسط ترانه |